تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مطالب ابر کتاب
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد


یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:

- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:. . .

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : تصادف، زن، مرد، مشروب، برخورد، ماشین، دنا، کتاب، خودرو، خسارت، مست، پلیس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

روزی مدیر یكی از شركتهای بزرگ در حالیكه به سمت دفتر كارش می رفت چشمش به جوانی افتاد كه در كنار دیوار بیکار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میكرد.

جلو رفت و از او پرسید:
«شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می كنی؟»

جوان با تعجب جواب داد:
«ماهی 2000 دلار.»

. . .



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : کتاب، داستان، پیک، موتوری، پیک موتوری، اشتباهی، پیتزا، ضرر، مدیر، مدیریت، حقوق، ماهیانه،
لینک های مرتبط :



روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد.

پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:

ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی.

آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارئیل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…




ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : داستان، کتاب، مامور، قبض روح، روح، کشتی، غرق، باغ، امام، پیامبر، سدحتن، دل، عزراییل،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

undefined


ادامه مطلب


نوع مطلب : دیگر، 
برچسب ها : داستان، کتاب، ورق، دیگر، حوادث، اتاق، اطاق، 11، تخت خواب، شوم، نحس، ساعت،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد

... در ایامی نزدیک رفتگری جوانی هر روز صبح محله ای را جارو می نمود و در این محله منزل شخص بسیار ثروتمندی بود.


رفتگر هر روز که به درخانه این شخص برای جارو کردن می رسید دختر جوان زیبایی در را باز می نمود و به وی چای و شیرینی می داد. رفتگر جوان نیز چای و شیرینی را می خورد و بدون کوچکترین نگاه چپی به دختر از او تشکر می نمود و به سر کار خود می رفت.


این قضیه چند سال طول کشید تا این که . . .


 


ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : دختر، پسر، حواستگاری، روفتگر، جارو کش، پولدار، سرمایه دار، دنا، عروسی، حلقه، عشق، عاشق، معشوق، خیانت، داستان، کتاب،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد

روزی حضرت سلیمان(ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان(ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه . . .




ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : داستان، مذهبی، مورچه، حضرت سلیمان، داستانک، کتاب، امام، نبی، پیغمبر، خدا، دین، اسلام، داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :