تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مطالب ابر ماشین
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد

مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته

 و بر وری ماشین خط می اندازد . مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات

محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود  در بیمارستان

كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

. . .




ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، غم انگیز، 
برچسب ها : پدر، دوست، پسر، دوستت دارم، ماشین، دست، عشق، عاشقتم پدر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد


یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:

- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:. . .

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : تصادف، زن، مرد، مشروب، برخورد، ماشین، دنا، کتاب، خودرو، خسارت، مست، پلیس،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه

 های “فساد” اطراف آمستردام شد و گفت:

- من می خواهم با یکی از خانم ها ……………… داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم

نرسم از اینجا نمی روم

گرداننده آنجا که همه “مامان” به او می گفتند و کاری با اخلاقیات و اینجور حرفها نداشت اندکی

فکر کرد و گفت: . . .


undefined


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : پسر، زن، خیانت، رابطه، جالب، طنز، بامزه، مادر، پست چی، ماشین، انتقام، لاک پشت، دختر، خانه، مامان، بابا، کلفت، خدمت کار، بیماری، ادز،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد

تعدادی مرد در رخت كن یك باشگاه گلف هستند... .

موبایل یكی از آنها زنگ می زند, مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیكر می گذارد و شروع به صحبت می كند.

همه ساكت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند!

مرد: بله بفرمایید...

زن: سلام عزیزم!... منم!... باشگاه هستی؟





ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : زن، شوهر، اقا، خانم، زندگی، تلفن اشتباهی، باشگاه، ورزش، اشتباه، ماشین، مرسدس، دنا، فروشگاه، کت چرمی، دلار، قیمت،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :