تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مطالب ابر خیانت
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
شنبه 3 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد

روزی روزگاری یک زن آمریکایی قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه

شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزو می کنه که سفر خوبی داشته باشه...

زن جواب میده: ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟

مرد می خنده و میگه: یه دختر ایتالیایی.

. . .





ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : سوغات، ایتالیا، زن، خیانت، 9 ماهه، مرد، فرودگاه، بچه دار شدن، هواپیما،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه

 های “فساد” اطراف آمستردام شد و گفت:

- من می خواهم با یکی از خانم ها ……………… داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم

نرسم از اینجا نمی روم

گرداننده آنجا که همه “مامان” به او می گفتند و کاری با اخلاقیات و اینجور حرفها نداشت اندکی

فکر کرد و گفت: . . .


undefined


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : پسر، زن، خیانت، رابطه، جالب، طنز، بامزه، مادر، پست چی، ماشین، انتقام، لاک پشت، دختر، خانه، مامان، بابا، کلفت، خدمت کار، بیماری، ادز،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد

... در ایامی نزدیک رفتگری جوانی هر روز صبح محله ای را جارو می نمود و در این محله منزل شخص بسیار ثروتمندی بود.


رفتگر هر روز که به درخانه این شخص برای جارو کردن می رسید دختر جوان زیبایی در را باز می نمود و به وی چای و شیرینی می داد. رفتگر جوان نیز چای و شیرینی را می خورد و بدون کوچکترین نگاه چپی به دختر از او تشکر می نمود و به سر کار خود می رفت.


این قضیه چند سال طول کشید تا این که . . .


 


ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : دختر، پسر، حواستگاری، روفتگر، جارو کش، پولدار، سرمایه دار، دنا، عروسی، حلقه، عشق، عاشق، معشوق، خیانت، داستان، کتاب،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد


خانوم از مسافرت برگشت، اومد خونه دید شوهرش تو رختخواب با زن زیبائی خوابیده، رنگ از روش پرید و داد زد:

«مرتیکه بی‌ وجدان. چطور جرات میکنی‌ با زن نجیب و وفادار، و با مادر بچه‌هات یه هم چین کاری بکنی‌. من دارم میرم و دیگه نمی‌خوام ببینمت. همین الانه طلاقم رو می‌خوام.»

شوهره با التماس گفت: . . .




ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : طنز، زن، شوهر، مرد، زن وشوهر، خیانت، سفر، مسافرت، لباس، مدل، فقیر، بامزه، هوو، گریه، مشاجره، دعوا،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :