تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مطالب ابر ادز
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه

 های “فساد” اطراف آمستردام شد و گفت:

- من می خواهم با یکی از خانم ها ……………… داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم

نرسم از اینجا نمی روم

گرداننده آنجا که همه “مامان” به او می گفتند و کاری با اخلاقیات و اینجور حرفها نداشت اندکی

فکر کرد و گفت: . . .


undefined


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : پسر، زن، خیانت، رابطه، جالب، طنز، بامزه، مادر، پست چی، ماشین، انتقام، لاک پشت، دختر، خانه، مامان، بابا، کلفت، خدمت کار، بیماری، ادز،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :