تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مطالب عاشقانه
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : علی راد

در سال 1989 زمین لرزه هشت و دو ریشتر بیشتر مناطق آمریکا را با خاک یکسان کرد و در کمتر از چند دقیقه بیش از سی هزار کشته بر جای گذاشت.در این میان پدری دیوانه وار به سوی مدرسه پسرش دوید اما با دیدن ساختمان ویران شده مدرسه شوکه شد.با دیدن این منظره دلخراش یاد قولی که به پسرش داده بود افتاد: پسرم هر اتفاقی برایت بیفتد من همیشه پیش تو خواهم بود و اشک از چشمانش سرازیر شد.

http://s2.picofile.com/file/7139388816/pedar1.jpg



ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : پدر، دوست دارم پسرم، پسر، زلزله،
لینک های مرتبط :


جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : علی راد

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد.

به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمی کرد. آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست. من جزومو بهش دادم .بهم گفت: "متشکرم".

می خوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .

http://s2.picofile.com/file/7139377311/426342_Df8UZfSR.jpg






ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : داستان عاشقانه، داستان، داستانک، داستان عشقولانه، عشق، عاشقی، معشوق، رمان عاشقانه، کتاب عاشقانه،
لینک های مرتبط :


جمعه 9 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.


 خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند.

این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید

که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد

 متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

. . .





ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، رمان، عاشق، جدایی، میخ، عشق كهن، مارمولك،
لینک های مرتبط :


جمعه 9 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد


جوان صحرا نشینی، سرگردان در صحرا می رفت

تا این كه خود را در كنار چاهی یافت.

دختری بسیارچون قرص ماه، از آن، آب می كشید.

به او نزدیك شد و گفت: . . .




ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، عاشق، داستان، كتاب، رمان، عاشق پیشه، دوست داشتن، دختری دیگر،
لینک های مرتبط :


جمعه 9 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد


روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود .

 زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند .

 شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند .

 وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش در

جستجوی آب و خاک بودند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه

نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کندشیوانا با تعجب به سمت

جوان رفت و از او پرسید :

. . .





ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : داستان، عشق، عاشقی، رمان، كتاب، رمان عاشقانه، كتاب عشقی، شكست، آتش، معشوق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد


در زمانهای قدیم پسرک فقیری در شهری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج

تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست

آورد.

روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً

احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب

خانه ای را زد. دختر جوان و زیبائی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر خجالت زده و

دستپاچه شد و بجای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد!

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.

. . .





ادامه مطلب


نوع مطلب : غم انگیز، عاشقانه، 
برچسب ها : پسرك، فقیر، شیر، گرسنه، بی =ول، دخترك، بی پول، گدا، كیك، دنا، دكتر، پزشكی، بیمار، مریض، nhsjhk، داستان، داستانك، كتاب، داستان كوتاه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد

مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته

 و بر وری ماشین خط می اندازد . مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات

محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود  در بیمارستان

كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

. . .




ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، غم انگیز، 
برچسب ها : پدر، دوست، پسر، دوستت دارم، ماشین، دست، عشق، عاشقتم پدر،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :