تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مطالب هفته چهارم فروردین 1390
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد


یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:

- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:. . .

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : تصادف، زن، مرد، مشروب، برخورد، ماشین، دنا، کتاب، خودرو، خسارت، مست، پلیس،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه

در تله گیر کرده است.

قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم .

زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت

هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت ۱۰ برابر آن را میگیرد.

زن گفت :....




ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : زن، نامردی، شوهر، قئرباغه، امان از دست این زن ها، زیباترین زن دنیا، زیبا ترین مرد دنیا، پولدارترین مرد، پولدار ترین زن، سکته، آرزو، جادو، جادوگر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه

 های “فساد” اطراف آمستردام شد و گفت:

- من می خواهم با یکی از خانم ها ……………… داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم

نرسم از اینجا نمی روم

گرداننده آنجا که همه “مامان” به او می گفتند و کاری با اخلاقیات و اینجور حرفها نداشت اندکی

فکر کرد و گفت: . . .


undefined


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : پسر، زن، خیانت، رابطه، جالب، طنز، بامزه، مادر، پست چی، ماشین، انتقام، لاک پشت، دختر، خانه، مامان، بابا، کلفت، خدمت کار، بیماری، ادز،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

صلوات و رنج شیطان

روزی پیامبر اکرم (ص) از راهی عبور می کرد ، در انتهای راه شیطان را دید که خیلی ضعیف و

لاغر شده است . از او پرسید : چرا به این رو افتاده ای ؟ گفت یا رسول الله از دست امت تو رنج

می برم و در زحمت بسیار هستم پیامبر اکرم (ص)  فرمود : مگر امت من با تو چه کرده اند ؟

گفت : . . .





ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : رنج، شیطان، عذاب، پبامبر، امت، صلوات، انشالله، لاغری،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.


یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود

کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.


دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح . . .






ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
گرگ گفت : "میشود از او بپرسی كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناك می شوم؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.

 . . .




ادامه مطلب


نوع مطلب : دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 فروردین 1390 :: نویسنده : علی راد

چهار تا دوست که 20 سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن ...
بعد از مدتی یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی . سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون :
اولی : پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه . اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد .
. . .





ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :