تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - قول یک پدر
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : علی راد

در سال 1989 زمین لرزه هشت و دو ریشتر بیشتر مناطق آمریکا را با خاک یکسان کرد و در کمتر از چند دقیقه بیش از سی هزار کشته بر جای گذاشت.در این میان پدری دیوانه وار به سوی مدرسه پسرش دوید اما با دیدن ساختمان ویران شده مدرسه شوکه شد.با دیدن این منظره دلخراش یاد قولی که به پسرش داده بود افتاد: پسرم هر اتفاقی برایت بیفتد من همیشه پیش تو خواهم بود و اشک از چشمانش سرازیر شد.

http://s2.picofile.com/file/7139388816/pedar1.jpg

با وجود توده آوار و انبوه ویرانی ها کمک به افراد زیر آوار نا ممکن به نظر میرسید اما او هر لحظه تعهد خود به پسرش را به خاطر می آورد.
او دقیقا روی مسیری که هر صبح به همراه پسرش به سوی کلاس او می پیمودند تمرکز کرد و با به خاطر آوردن محل کلاس به آنجا شتافته و با عجله شروع به کندن کرد.دیگر والدین در حال ناله و زاری بودندو او را ملامت می کردند که کار بی فایده ای انجام میدهد.ماموران آتش نشانی و پلیس نیز سعی کردند او را منصرف کنند اما پاسخ او تنها یک جمله بود:آیا قصد کمک به مرا دارید یا باید تنها تلاش کنم؟؟؟

هشت ساعت به کندن ادامه داد.دوازده ساعت...بیست و چهار ساعت...سی و شش ساعت و بالاخره در سی و هشتمین ساعت سنگ بزرگی را عقب کشیده و صدای پسرش را شنید فریاد زد پسرم!جواب شنید :

پدر من اینجا هستم.پدر من به بچه ها گفتم نگران نباشید پدرم حتما ما را نجات خواهد داد.پدر شما به قولتان عمل کردید.

پدر پرسید وضع آنجا چطور است؟؟

ما 14 نفر هستیم ما زخمی گرسنه و تشنه ایم.وقتی ساختمان فرو ریخت یک قطعه مثلثی شکل ایجاد شد که باعث نجات ما شد.پسرم بیا بیرون.

نه پدر اجازه بدهید اول بقیه بیرون بیایند من مطمئن هستم شما مرا بیرون می آوریدو هر اتفاقی بیفتد به خاطر من آنجا خواهید ماند.



نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : پدر، دوست دارم پسرم، پسر، زلزله،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 مرداد 1396 11:13 ق.ظ
I think the admin of this web page is truly working hard in favor
of his site, as here every information is quality based
data.
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:15 ق.ظ
You could definitely see your skills within the work you write.
The world hopes for even more passionate writers like you who aren't afraid to mention how they believe.
At all times go after your heart.
پنجشنبه 7 مهر 1390 05:28 ب.ظ
با سلام خدمت شما دوست گلم
وبلاگ max690 شعبه دو خود را افتتحاح کرد
منتظرم تا بیایی و نظرتو درباره وبلاگ جدیدم بگی؟
دیر نکنی منتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتظرم!
یکشنبه 27 شهریور 1390 02:44 ب.ظ
سلام خسته نباشید ابتدا باید بگم محیط وبلاگ زیبایی دارید خوشحال می شم تبادل لینک کنیم اگه تمایل داشتید پیغام بگذارید.
و در رابطه با داستان هایی که می ذارید نوشته شده توسط خود شماست؟
علی رادسلام دوست من
در جوابتون باید بگم که نه همشون
بعضی ها ساخته تخیلم هست
البته تو بعضی از داستان ها هم دست بردم و تغییرات کوچکی درونشون اعمال کردم
پیروز و سربلند باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :