داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : علی راد
یه مرد نود و پنج ساله‌ (همون پیر سگ سابق) واسه چك آپ می‌ره پیش دكتر. دكتر یه كم معاینش می‌كنه و می‌گه: خوب حاج آقا، این روزا حالتون چطوره، مشكلی چیزی از نظر جسمی نداشتین كه بحمدالله؟

پیریه می‌گه: نه آقای دكتر اتفاقا خیلی هم حالم خوبه، تازه با یه دختر 22 ساله‌ی خوشگل هم ازدواج كردم و حامله هم هست! به نظر شما من كه تو این سن تونستم بچه درست كنم، اصلا طوریمه؟

دكتره یه كم فكر می‌كنه می‌گه: حاج آقا، من یاد یه داستانی افتادم. یه دوستی داشتم كه خیلی عاشق شكار بود. یه روز صبح كه خواب آلود بود، اشتباهی چتر بارونیشو به جای تفنگ شكاری برداشت و رفت شكار. همین طور كه می‌رفت یهو یه خرس 500 كیلویی گنده جلوشو گرفت. می‌دونی دوست من چیكار كرد؟ سریع
چترشو به طرف خرسه گرفتو دكمه‌شو زد، در نتیجه خرسه‌هم مخش تركید و افتاد زمین.

پیرمرده كففففف كرد گفت آخه آقای دكتر نمیشه كه، حتما یكی دیگه همون نزدیكی خرسه رو با تیر زده بوده!!!

http://s2.picofile.com/file/7118232468/1h5dmo3gqah1eli76ha.jpg




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic