تبلیغات
داستانهای جالب و خواندنی - مرد بی غیرت
 
داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : علی راد

در زمانه قدیم مردی بود که به بی غیرتی شهره بود و زنی داشت که به هرزگی معروف بود .

 پس روزی شخصی به وی گفت : . . .



که فلانی تو که آبروی هر چه مرد است در این شهر برده ای می دانی که وقتی درخانه نیستی

مردان هرزه دم در خانه ات صف می کشند از برای زنت ! پس زود برو و زن خود را طلاق ده که حداقل

 مردی را این باشد . پس مرد لختی بیاندیشید و گفت : زهی خیال باطل ! تو فکر می کنی من

اینقدر ابلهم که زن خود را طلاق دهم و به آخر صف روم
!




نوع مطلب : غم انگیز، 
برچسب ها : مرد، رن، بیغیرت، غیرت، اخر صف، دنا،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 آبان 1390 07:02 ب.ظ
چه دوران خوبی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :