داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
جمعه 9 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد


جوان صحرا نشینی، سرگردان در صحرا می رفت

تا این كه خود را در كنار چاهی یافت.

دختری بسیارچون قرص ماه، از آن، آب می كشید.

به او نزدیك شد و گفت: . . .



به او نزدیك شد و گفت: . . .« دیوانه وار عاشق تو هستم!»

دختر جوان پاسخ داد:« كنار چشمه، زن دیگری هم هست

چنان زیباست كه من حتی لایق خدمتكاری او هم نیستم.»

جوان روی برگرداند، كسی نبود.

پس دخترك ندا سر داد :« صداقت چه زیباست و دروغ چه زشت

می گویی واله و شیدای منی اما همین بس كه از زن دیگری با تو سخن گویم تا روی از من برگردانی!»





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، عاشق، داستان، كتاب، رمان، عاشق پیشه، دوست داشتن، دختری دیگر،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic