داستانهای جالب و خواندنی
از بین تمام کسانی که برای دعای باران به دشت می روند تنها کسانی به خدا ایمان دارند که به همراه خود چتر مبرند
 
 
جمعه 9 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی راد


روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود .

 زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند .

 شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند .

 وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش در

جستجوی آب و خاک بودند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه

نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کندشیوانا با تعجب به سمت

جوان رفت و از او پرسید :

. . .



  چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای !؟

 جوان لبخندی زد و گفت : " من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش

گیر افتاده است .

 او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و عشق پاک و صادقم

را قبول نکردند .

در تمام این سال ها آرزو می کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده

و از این زن بگیرد و اکنون آن زمان فرا رسیده است


شیوانا پوزخندی زد و گفت : " عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است .

 عشق پاک همیشه پاک می ماند !

حتی اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بی مهری در حق او

روا سازد .

 عشق واقعی یعنی همین تلاشی که شاگردان مدرسه من برای خاموش کردن آتش

منزل یک غریبه به خرج می دهند . آن ها ساکنین منزل را نمی شناسند اما با

وجود این در اثبات و پایمردی عشق نسبت به تو فرسنگ ها جلوترند . برخیز و

یا به آن ها کمک کن و یا دست از این ادعای عشق دروغین ات بردار و از این

منطقه دور شو ! "

کاش میشد عشق را به آدمی آموخت

اشک بر چشمان جوان سرازیر شد . از جا برخاست .

لباس های خود را خیس کرد و شجاعانه خود را به داخل کلبه سوزان انداخت .

 بدنبال او بقیه شاگردان شیوانا نیز جرات یافتند و خود را خیس کردند و به

داخل آتش پریدند و ساکنین کلبه را نجات دادند . در جریان نجات بخشی از

بازوی دست راست جوان سوخت و آسیب دید .

 اما هیچ کس از بین نرفت .

 روز بعد جوان به در مدرسه شیوانا آمد و از شیوانا خواست تا او را به

شاگردی بپذیرد و به او بصیرت و معرفت درس دهد . شیوانا نگاهی به دست

آسیب دیده جوان انداخت و تبسمی کرد و خطاب به بقیه شاگردان گفت :

نام این شاگرد جدید  معنی دوم عشق  است .

حرمت او را حفظ کنید که از این به بعد برکت این مدرسه اوست




نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : داستان، عشق، عاشقی، رمان، كتاب، رمان عاشقانه، كتاب عشقی، شكست، آتش، معشوق،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام علی صفری هستم نوسینده ایران داستانك و بسیار مسرورم كه شما را در این وبلاگ می بینم وبلاگ نویسانی كه قسط تبادل لینك و بنر را دارند با ID زیر با من ارتباط بر قرار كنن .
aliloveblog

مدیر وبلاگ : علی راد
صفحات جانبی
نظرسنجی
كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








كدام دسته از موضوعات زیر را بیشتر می پسندید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات